جـــــنـون جــــــوانـی

گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم ... مثل هذیان دم مرگ ، از آغاز چنین ‌درهم و برهم گفتیم // دیدنی ها کم نیست ، من و تو کم دیدیم ... بی سبب از پاییز ، جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم // چیدنی ها کم نیست ، من و تو کم چیدیم ... وقت گل دادن عشق روی دار قالی ، بی‌سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم // خواندنی ‌ها کم نیست ،‌ من و تو کم خواندیم ... من و تو ساده ترین ‌شکل سرودن را ، در معبر باد ، ‌با دهانی بسته واماندیم
منوی اصلی



جـــنــون جـــوانـی
 

 RSS 

Yahoo! 360°

فرشته

صـــبـا

 
تعداد بازدیدها
17 دیروز
4 امروز
17475 کل بازدیدها
آنچه گذشت
ده [10]
بیست [10]
سی [10]
چهل [10]
پنجاه [10]
شصت [10]
هفتاد [10]
هشتاد [10]
نود [10]
صد [10]
صد و ده [10]
صد و بیست [9]
دوستانی برای تمام فصول

گفتگوهای من با خودم
مثل همه عصرها
سکوت خاکستری
شهرآشوب
کاهوسکنجبین
لایه های یخی
نقطه سر خط ..
ایرانی
بینگالا
بادبانهای برافراشته
وهم سبز
افاضات من
یک نقطه
برف داغ!
گل های تازه
.: چشم مست :.
دانشمند دیوونه
یاس سفید


 

+ همه پرسی جمعه 14 دی 1386 ساعت 10:40 عصر

98 ــ فرشته


امشب طی یک همه پرسی اس ام اسی ازدوستانم پرسیدم :
اینکه تو و من با هم آشنا شدیم از خوش شانسی من بوده یا تو؟
جواب های جالبی به سوالم داده شد. فکر می کنم خوندن جواب ها، حداقل برای اون هایی که مورد پرسش قرار گرفتن، خالی از لطف نباشه :
نمی دونم
چه سوالایی می کنی تو!! از بد شانسی تو بوده
من اصولاً تو این یه مورد خیلی خوش شانس بودم همیشه! دوستای خوبی دارم حالا چطور مگه؟!
این تنها خوش شانسی دوتامون در طول زندگیمون تا اینجا بوده و تنها امیدواری واسه ادامه اش
بابا افتادی به سوال های فلسفی پرسیدن. البته جوابش واضحه چون من و تو هر دو خیلی خوبیم پس هر دو شانس آوردیم. خوبه؟
اممم، اصلاً بحث شانس نیست، بحث سر تصمیمیه که هر دوی ما گرفتیم، به نظرم اصلاً شانسی ما با هم آشنا نشدیم.
من فکر می کنم که این قضیه دو طرفه هستش. یعنی اینکه هم من و هم تو هر دومون به دلیل نقاط مشترکی که بینمون وجود داشته به سمت هم جذب شدیم و تا به امروز هم دوستیمون ادامه پیدا کرد ...
(فرشته: به دلیل پاره ای مسائل امنیتی، شیش هفت تا جمله ی آخر  رو سانسور می کنم)




تو که دستت به نوشتن آشناست، دل ما رو بنویس ( )