جـــــنـون جــــــوانـی

گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم ... مثل هذیان دم مرگ ، از آغاز چنین ‌درهم و برهم گفتیم // دیدنی ها کم نیست ، من و تو کم دیدیم ... بی سبب از پاییز ، جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم // چیدنی ها کم نیست ، من و تو کم چیدیم ... وقت گل دادن عشق روی دار قالی ، بی‌سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم // خواندنی ‌ها کم نیست ،‌ من و تو کم خواندیم ... من و تو ساده ترین ‌شکل سرودن را ، در معبر باد ، ‌با دهانی بسته واماندیم
منوی اصلی



جـــنــون جـــوانـی
 

 RSS 

Yahoo! 360°

فرشته

صـــبـا

 
تعداد بازدیدها
17 دیروز
4 امروز
17475 کل بازدیدها
آنچه گذشت
ده [10]
بیست [10]
سی [10]
چهل [10]
پنجاه [10]
شصت [10]
هفتاد [10]
هشتاد [10]
نود [10]
صد [10]
صد و ده [10]
صد و بیست [9]
دوستانی برای تمام فصول

گفتگوهای من با خودم
مثل همه عصرها
سکوت خاکستری
شهرآشوب
کاهوسکنجبین
لایه های یخی
نقطه سر خط ..
ایرانی
بینگالا
بادبانهای برافراشته
وهم سبز
افاضات من
یک نقطه
برف داغ!
گل های تازه
.: چشم مست :.
دانشمند دیوونه
یاس سفید


 

+ نامربوطجات!! یکشنبه 21 بهمن 1386 ساعت 7:42 عصر

104 را بنوشتم من که نامم صباست !!


 دستشویی .
اون موقع ها که کوشمولو بودم من ( قد نخودو اینا ) یادمه هنوز که یه شب خواب دستشویی دیدم .. صبش تشکم تو حیاط رو بند رخت آفتاب می خورد   ..   دیشب تو خواب گیر داده بود مامانم که برو کفشاتو بشور تو دستشویی!!  .. عمرا زیر بار نرفتم من ولی که


 مسنجر.
خلوت کردم لیست مسنجرمو حسابی .. حاصل سال ها زحمتو!! ریختم دور   .. خیلیا رو ریختم دور .. از تو مسنجرم .. از تو زندگیم 


  قبض تلفن .
تا یه هفته بعد از نزول این بلای آسمانی ، عزم راسخی دارم مبنی بر اینکه کم کنم میزان استفاده رو    .. نمی شه ولی که   .. ای تف به ذات این مخابرات که آبرو نذاشته واسه من پیش کوچیک و بزرگ


  تعطیلات بین ترم.
ما دوس داریم بشینیم .. همه اش کارتون ببینیم


 




تو که دستت به نوشتن آشناست، دل ما رو بنویس ( )