جـــــنـون جــــــوانـی

گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم ... مثل هذیان دم مرگ ، از آغاز چنین ‌درهم و برهم گفتیم // دیدنی ها کم نیست ، من و تو کم دیدیم ... بی سبب از پاییز ، جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم // چیدنی ها کم نیست ، من و تو کم چیدیم ... وقت گل دادن عشق روی دار قالی ، بی‌سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم // خواندنی ‌ها کم نیست ،‌ من و تو کم خواندیم ... من و تو ساده ترین ‌شکل سرودن را ، در معبر باد ، ‌با دهانی بسته واماندیم
منوی اصلی



جـــنــون جـــوانـی
 

 RSS 

Yahoo! 360°

فرشته

صـــبـا

 
تعداد بازدیدها
17 دیروز
4 امروز
17475 کل بازدیدها
آنچه گذشت
ده [10]
بیست [10]
سی [10]
چهل [10]
پنجاه [10]
شصت [10]
هفتاد [10]
هشتاد [10]
نود [10]
صد [10]
صد و ده [10]
صد و بیست [9]
دوستانی برای تمام فصول

گفتگوهای من با خودم
مثل همه عصرها
سکوت خاکستری
شهرآشوب
کاهوسکنجبین
لایه های یخی
نقطه سر خط ..
ایرانی
بینگالا
بادبانهای برافراشته
وهم سبز
افاضات من
یک نقطه
برف داغ!
گل های تازه
.: چشم مست :.
دانشمند دیوونه
یاس سفید


 

+ شما بگین ! چهارشنبه 15 اسفند 1386 ساعت 11:40 عصر

107- صبا


من هر چقذه می خوام بابامو قانع کنم که بابا جان من خرید عینک هم جزء خریدای عید حساب می شه (  ) زیر بار نمی ره که این آقا!
شما یه چیزی بهش بگین آخه !!




تو که دستت به نوشتن آشناست، دل ما رو بنویس ( )