87/3/14
8:1 ع
119- و اینک .. صبا !!
می دونی ؟! ... همیشه وقتی فک می کنی هیشکی حواسش بت نیست .. مطمئن باش یکی حواسش بت هست !!
مثلا :
اون روزی رفته بودیم نمایشگاه .. چشَم به یه کتابی افتاد که راجع به شخصیتاش یه چیزایی می دونستم
.. یعنی یه چیزای خرابی می دونستم
.. بعد تند تند داشتم تو گوش سمیه قضیه رو تعریف می کردم
.. یه هو این آقای کنار دستمون برگشته به من می گه : پس شما این کتابو خووندی ؟!!!
فک کن ! یارو از اول صحبتامون گوشش وسط بوده که فهمیده بود من راجع به کدوم حرف می زنم تازه پایه خریدن کتابه هم شده بود
.. آدم پررو! .. nقذه خجالت کشیدمممممممم
حالا همون انتشارات پرنده های خارزارو هم داشت .. اونم بد نیست داستانش از این جهت
.. سمیه گیر داده بود حالا که دوستمون پایه است بذار منم اینو تعریف کنم که دیگه اساسی حال ببره
مثل اون پسره همکلاسیمون ، روز تحویل پروژه نرم افزار ، تو شلوغ پلوغی کارگاه ، احساس کرده بود اگه دستشو بکنه تو بینیش کسی نمی بینه !! .. از اون موقع احساس بسیار بدی نسبت به پسره، خودکارش ، جزوه هاش و موس ، کیبرد، دکمه پاور و دسته صندلی های کارگاه کامپیوتر دارم !
خلاصه که حواست باشه ! .. وقتی فک می کنی هیشکی حواسش بت نیست .. مطمئن باش یکی حواسش بت هست !
پی نوشت : متشکرم که همیشه حواست بم هست .. حتی وقتی حواسم بت نیست .. متشکرم خدای مهربونم !
87/3/11
1:4 ص
87/3/7
6:55 ع
116 ــ فرشته
راست میگن دندون پوسیده رو باید کشید تا دیگه درد نکشی. اما همون دندون پوسیده رو میشه تو یه قاب شیشه ای نگه داشت تا یادش و خاطره اش همیشه باقی بمونه و یادمون باشه که یه زمانی چقدر بهمون لطف کرده و سخت ترین مواد رو آسیاب و له کرده . یه زمانی هم به حدی درد گرفته که دیگه نمیشد بصورت زنده نگهش داشت، اما جسم بی روحش هنوز هم باقیه مثل یه عکس
و این بود کامنت دوست خوبم ندا برای یادداشت 115م. منصفانه ترین جوابی که میشد بهم داد. به دلم نشست و آرومم کرد. ندای عزیزم! یک دنیا ممنون.
87/3/4
12:0 ص
115 ــ فرشته
می گویند دندان کرم خورده را باید کشید و انداخت دور،
اما وقتی حرف از جدایی پیش می آید،
حتی نسبت به دندان پوسیده ام احساس تعلق خاطر می کنم!
87/3/1
12:13 ص
114 ــ فرشتهامروز روز تولد خوشمزه ترین، خوش خنده ترین، خوش صحبت ترین و خلاصه در یک کلــوم خوش اخلاق ترین دوست دنیاست
( واج آرایی خ !!
) و البته آدم باید خیلی خر شانس باشه که همچین کسی رو داشته باشه، اونم نه یه سال، نه دو سال، نه سه سال، که نُــــه سال! عن قریب ده سال!! منم که شکر خدا شانسم خیلی خره!
صبای خوبم! امروز فرصت خوبیه برای اینکه ازت تشکر کنم به خاطر یکرنگی و مهربونیت، به خاطر تمامی احساسات قشنگی که همیشه بهم دادی و میدی.
و بهت بگم به طرز وحشتناکی آی لاو یــــــو
...
بهترین من! برات بهترین ها رو آرزو می کنم و می بوسمت،
می بوسمت،
می بوسمت.
فکر کنم عشق خونم از همیشه بالاتر بود می بینم که منم بلدم عاشقانه بنویسم!
به به! خیــــلی ممنونــم
87/2/27
9:21 ع
87/2/25
8:42 ع
87/1/26
11:7 ع
110 ــ فرشته
میاد ... نمیاد ... میاد ... نمیاد ... میاد ... نمیاد ... میاد ... نمیاد
نمیاد نمیــــاد
نمیـــــــــــــــــاد
نمیاد که نیاد ... به درک که نمیاد
پ.ن.1: انتظار، درماندگی، بی خیالی ؛ چرخه ای که مدام تکرار میشه ... هی تکرار میشه ... تکرار ... تـکرار ... تکرار ...